تبلیغات
.....رسم زندگی.....
تاریخ : یکشنبه 19 آبان 1392 | 11:18 ق.ظ | نویسنده : محمد صالح


اشک چشاش میده خبر

دنیا شده مثل قفس

موندن دیگه سخته براش

حتی به قدر یک نفس

چشماش به سمت قتلگاهه

آخه عمو جون بی سپاهه

قلبش اسیر اشک و آهه

داره میره با بی قراری

با قلب خون و اشک جاری

آخه رسیده وقت یاری

وای از غریبی

پر زد به سوی قتلگاه

آخر رسید به آرزوش

پیش باباش شد رو سپید

جون داد آخه واسه عموش

قربونیه خون خدا شد

ماه حسن حاجت روا شد

دستش مثل سقا جدا شد

شد عاقبت بی بال و بی پر

با یک سه شعبه این کبوتر

شد حنجرش مانند اصغر

وای از غریبی




تاریخ : یکشنبه 19 آبان 1392 | 11:17 ق.ظ | نویسنده : محمد صالح
تمام زندگیم بی تو شد سراب، بیا

هزار جمعه گذشت و نقاب نگشودی 

به جان فاطمه این جمعه بی نقاب بیا 

مباد آنکه بیایی و مرده باشم من

شتاب کن که اجل می کند شتاب بیا 

گذشت عمر و ندیدم تو را به بیداری 

کرامتی کن و امشب مرا به خواب بیا 

به کوچه کوچة شهرم ز خون دل همه شب 

برای آمدنت ریختم گلاب بیا 

گناه من ره دیدار بسته بر رویت 

تو بهر دیدن من از ره ثواب بیا 

غروب جمعه شده بی تو روزهای دلم 

به صبح جمعة من همچو آفتاب بیا 

به دردهای به حیدر نگفتة زهرا 

به ناله های سحرگاه بوتراب بیا 

به سینه ای که شکست از سُم ستور، قسم 

به صورتی که شد از خون سر خضاب بیا

 


تاریخ : یکشنبه 19 آبان 1392 | 11:17 ق.ظ | نویسنده : محمد صالح
ذکرِ نزولِ عطا، یاحسن و یا حسین

علتِ لطف خدا، یاحسن و یا حسین

تا که خدایی شویم، کرب و بلای شویم

می زنم از دل صدا، یاحسن و یا حسین

بانیِ اشکِ دو چشم، رحمتِ جاریِ حق

آبروی چشم ها، یاحسن و یا حسین

قبله ی حاجاتِ ما، اوج عبادات ما

روح مناجات ما، یاحسن و یا حسین

حسن امامِ حسین، حسینِ اسیر حسن

هر دو به هم مبتلا، یاحسن و یا حسین

یکی بدون حرم، یکی بدون کفن

سرم فدای شما، یا حسن و یا حسین

هر دو شهید مادر، هر دو غریب مادر

کشته ی یک ماجرا، یا حسن و یا حسین

 


تاریخ : یکشنبه 19 آبان 1392 | 11:16 ق.ظ | نویسنده : محمد صالح
تشنه ی تیر بلایم

رزم حسن یادتان هست

من حسن کربلایم

تیغ اجل در دستانم

جنگ جمل شد حیرانم

در طلب مرگی شیرین

مانده دلم مانده جانم

مردم مرد میدانم

وقتی در خون می خوانم

گوید بابا ای جانم

لبیک یا ثارالله

در تب خون قد کشیدم

مثل عمویم رشیدم

پیش نبی سربلندم

پیش علی رو سفیدم

پر شده این دشت از بویم

پنجه زده خون بر روبم

فاطمه شد خشنود از من

خنده کند بابا سویم

مهمان بابا هستم

مهمان زهرا هستم

مهمان طاها هستم

لبیک یا ثارالل


تاریخ : یکشنبه 19 آبان 1392 | 11:14 ق.ظ | نویسنده : محمد صالح
قیامت بی حسین غوغا ندارد”شفاعت بی حسین معنا ندارد”حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد

تاریخ : شنبه 18 آبان 1392 | 11:26 ق.ظ | نویسنده : محمد صالح
ای عمه چه تنهاست عمویم چه غریب است

نه مسلم و عابس ، نه بریر و نه حبیب است

چرا خیمه بمانم چرا جان نفشانم

حلقه زده صد خار به دور گل زهرا

ای عمه ببین مانده عمویم تک و تنها

چرا خیمه بمانم چرا جان نفشانم


تاریخ : شنبه 18 آبان 1392 | 11:25 ق.ظ | نویسنده : محمد صالح
وقتش شده كه هستی خود را فدا كنیم

تا این كه نذر روضۀ خون خدا كنیم

وقتش شده كه مثل حسینیه های اشك

دل را به رنگ پرچم ماه عزا كنیم

وقتش شده كه در دلمان با محرمت

آقا دوباره هیئت گریه بنا كنیم

چشمی بده كه هر شب روضه به پایتان

در آن هزار خیمۀ ماتم به پا كنیم

اشكی بده كه دیدۀ خود را برایتان

تا روز حشر چشمۀ آب بقا كنیم

قسمت شده دوباره شب جمعه یا حسین

با نامتان حسینیه را كربلا كنیم

یك لحظه هم نمی شود آقا دخیل دل

از پرچم سیاه عزای تو وا كنیم

با یك سلام، می شود از راه دور هم

دل را دوباره زائر قبر شما كنیم

 


تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 06:22 ب.ظ | نویسنده : محمد صالح

باز این چه شورش است که در خلق عالم است ، باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

فبک علی الحسین که زینب زره رسید ، خون گریه کن که قافله غم رسیده است

می آید ای دل * منزل به منزل * از دل صحرا * یک کاروان دل  ،  ساربان آرام * قدری آهسته * ناقه ی زینب مانده اندرگل

با گریه بر حسین به معراج می رویم ، این ارث مادریست دمادم رسیده است

چه کسی تو رو کشته عالمو بیچاره کرده ، چه کسی تو رو کشته زینبو آواره کرده

ره وا کنید دست به سینه ادب کنید ، زهرازعرش با کمر خم رسیده است

شبهای جمعه فاطمه * با اضطراب و و اهمه * آید به دشت کربلا * گوید حسین من چه شد

تا زنده ایم بر غم تو گریه می کنیم ، شکر خدا به زخم تو مرهم رسیده است

یه شب گریه نکنم میمیرم* یه روز سینه نزنم میمیرم ، ای گل وفا حسین * شاه کربلا حسین

حالا زمان یاری مظلوم کربلاست ، هل من معین خطاب به ما رسیده است



تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 06:22 ب.ظ | نویسنده : محمد صالح
نائب خون خدایم٬بی کس و بی آشنایم

بی معین و یار و یاور٬در میان کوچه هایم

بیقرار دار عشقم٬یوسف بازار عشقم

یا مولا یا مولا

میهمان اهل کوفه٬بی سر و سامان بماند

با هزاران دعوت آید٬شب چو سر گردان بماند

من که در شور و نوایم٬از دل غم آشنایم

یا مولا یا مولا

از دیار شهر کوفه٬یا حسین جان یا حبیبی

بشنو از نائب ملاقت٬بانک جان سوز غریبی

یا حسین ترک سفر کن٬زین سفر مولا حزر کن

یا مولا یا مولا


تاریخ : سه شنبه 14 آبان 1392 | 06:20 ب.ظ | نویسنده : محمد صالح
شب اول محرم سینه زنت آرزوشه

با دستای یه پیر غلامت پیرهن سیاه بپوشه

تو کوچه ها با پرچمت امید به زندگی میاد

دوباره بوی نذری از روضه های خونگی میاد

سلام یر پرچم و علم سلام بر شعر محتشم

سلام بر محرم

دم هیئت ها با گریه میگه مادر تو زهرا

قبول باشه حسینی ها این عزاداریتون ایشالله

دوباره روضه رفتن ها بی ریاترین عمل شده

دوباره هر محله ای پر علم و کتل شده

سلام بر کربلای تو سلام بر نوکرای تو

سلام بر محرم


تعداد کل صفحات : 52 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

  • دانلود فیلم
  • خرید vpn